السيد الطباطبائي

123

مجموعه رسائل ( فارسى )

ساخت و درهاى برنجين را شكسته ، و پشت بندهاى آهنين را خواهم بريد و گنج‌هاى ظلمت و خزاين مخفى را به تو خواهم بخشيد تا بدانى كه من كه تو را به اسمت خوانده‌ام ، خداى اسرائيل مىباشم . . . هنگامى كه مرا نشناختى ، تو را به اسمت خواندم و ملقب ساختم . . . تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند كه سواى من احدى نيست . » اگر هم از وحى بودن اين نوشته‌ها صرف نظر كنيم ، بارى يهود با آن تعصبى كه به مذهب خود دارد ، هرگز يك مرد مشرك مجوسى و يا وثنى را ( اگر كوروش يكى از دو مذهب را داشته ) مسيح پروردگار و هدايت شده او و مؤيد به تأييد او شبان خداوند نمىخواند . علاوه بر اين كه نقوش و نوشته‌هاى با خط ميخى كه از عهد داريوش كبير به دست آمده كه هشت سال بعد از او نوشته شده ، گوياى اين حقيقت است كه او مردى موحد بود و نه مشرك ، و معقول نيست در اين مدت كوتاه وضع كوروش دگرگونه ضبط شود . فضايل اخلاقى و اما فضايل نفسانى او گذشته از ايمانش به خدا ، كافى است باز هم به آنچه از اخبار و سيرت او به اخبار و سيرت طاغيان جبار كه با او به جنگ برخواسته‌اند ، مراجعه كنيم و ببينيم وقتى بر ملوك ماد ، ليديا ، بابل ، مصر و ياغيان بدوى در اطراف « بكتريا » كه همان بلخ باشد و غير ايشان ظفر مىيافت ، با آنان چه معامله مىكرد . در اين صورت خواهيم ديد كه بر هر قومى ظفر پيدا مىكرد ، از مجرمان ايشان مىگذشت و عفو مىنمود و بزرگان و كريمان هر قومى را اكرام و ضعفاى ايشان را ترحم مىنمود و مفسدان و خائنان را سياست مىنمود . كتب عهد قديم و يهود هم كه او را نهايت درجه تعظيم نموده ، بدين جهت بوده كه ايشان را از اسارت حكومت بابل نجات داد و به بلادشان برگردانيد و براى تجديد بناى هيكل هزينه كافى در اختيارشان گذاشت ، و نفايس گران‌بهايى كه از هيكل به